عادت های یک متفکر سیستمی
کسی که سیستمی فکر می کند، قبل از دست زدن به اقدام، زمان کافی برای شناخت سیستم و ساختار و رفتارهای آن اختصاص می دهد.
خانه » عادت های یک متفکر سیستمی
کسی که سیستمی فکر می کند، قبل از دست زدن به اقدام، زمان کافی برای شناخت سیستم و ساختار و رفتارهای آن اختصاص می دهد.
«ریشه مساله» در نگاه سیستمی، ساختاری است که باعث دور شدن از «هدف» و به وجود آمدن «مساله» و «نشانههای مساله» میشود.
«حضور» (Presence) یعنی نسبت به شرایطی که در آن قرار داریم و نسبت به افکار، احساسات و اقدامهای خودمان و دیگران تامل و آگاهی داشته باشیم.
مرز سیستم مشخص میکند که چه عواملی عضو سیستم هستند و چه عواملی عضو سیستم نیستند و خارج از سیستم قرار میگیرند.
کهن الگوی «درمانهای بدتر از درد» یک ساختار شناخته شده سیستمی است که طی آن، در کوتاه مدت وضعیت بهتر و در بلند مدت وضعیت بدتر میشود.
«تفکر کل نگر» یکی از مهارتهای تفکر سیستمی است که کمک میکند به جای غرق شدن در جزییات، به کل سیستم و روابط اصلی شکل دهنده رفتار آن توجه کنیم.
«حلقه بازخوردی بسته» ساختار اصلی سازنده سیستم است و نشان میدهد که چگونه عملکرد سیستم بر شکل گیری رفتار آینده سیستم اثر میگذارد.
«تفکر حلقه بسته» یکی از «مهارتهای تفکر سیستمی» است که باعث میشود به بازخوردهای تصمیمها و اقدامات و اثرات آنها بر اقدامات آینده توجه کنیم.
کهن الگوی «موفقیت برای موفق» یک ساختار شناخته شده سیستمی است که یکی از نتایج فعال شدن آن در مدرسه، رشد بعضی از دانش آموزان و به حاشیه رفتن سایرین است.
1994, Barry Richmond, System Dynamics/Systems Thinking: Let’s Just Get On With It Forrester’s View of System Dynamics and Systems Thinking Richmond View of System Dynamics
فکر سیستمی به دنبال شناخت مساله از طریق فهم روابط بین اجزای سیستم است.
فکر غیر سیستمی به دنبال شناخت مساله از طریق تمرکز بر جزییات است.