ناهمسازی شناختی
روباه به درون تاک خزید و به انگورهای درشت و خوشرنگ و رسیدۀ آن خیره ماند. او با پنجه روی تنۀ تاکها افتاد و گردن
خانه » وبلاگ
روباه به درون تاک خزید و به انگورهای درشت و خوشرنگ و رسیدۀ آن خیره ماند. او با پنجه روی تنۀ تاکها افتاد و گردن
سناريوهای مختلفی برای شروع كلاس بررسی كرده بودم.در نهايت تصميم گرفتم كلاس را به دانشآموزان بسپارم و در نقش رهبر اركستر دانشآموزان رو همراهي كنم.كلاس
چند روز پيش در اخبار رسمي كشور شنيديم كه تصميم گرفته شده براي خريد خودرو به هر نفر ٢٥ ميليون تومان و تا سقف ٨٠
١: عملكرد ما در سال هاي گذشته لايق جمع ما نبوده،اين همه آدم توانمند جمع شده ايم دور هم براي كار كردن ولي خروجي كارمان
برگه اي برداريد و با يك خط آن را به دو قسمت تقسيم كنيد.مواقعي را به ياد آوريد كه هنگام صحبت با ديگران، دقيقا آنچه
فکر سیستمی وقتی با یک رویداد مواجه می شود، می پرسد که:
– آیا این اولین باری است که با این رویداد مواجه شده ایم؟
– آیا با همین رویداد یا چیزی شبیه به آن در گذشته هم مواجه بوده ایم؟
دوشنبه ٢٤ اسفند ١٣٩٤ – حاشيههای مهم تر از متن در فاصله بين كلاس ها گشتی در مدرسه زدم. در انتهای حياط مدرسه دو سرويس
گاهي شناسايي چگونگي اثرگذاري متغيرها بر يكديگر دشوار مي شود. مثلا اثر افزايش قيمت يك كالا بر درآمد فروش آن كالا چيست؟آيا با افزايش قيمت،
چند شب پیش (۲۲ دی ۹۴) اخبار ساعت ۲۰ شبکهٔ چهار سیما که معمولاً بار علمی بیشتری نسبت به سایر بخشهای خبری دارد به مسألهٔ
بچه که بودم، وقتي از مدرسه به خونه مي اومدم، يک راست به آشپزخونه مي رفتم و از حال و هوا و چگونگي غذا خبردار
از چهار ماه پیش که به شهر کوچیک آتن (Athens) در ایالت جورجیا (Georgia) در آمریکا اومدیم، توی محل کارم متوجه نکتهٔ جالبی شدم. مردم
در قطار تصميم گرفتم به قول دوست خوبم فرزين فرديس از “محدوده امن” خودم خارج بشم و به كوپههای مختلف برم و دوستان جديد پيدا
روز چهارشنبه و پنجشنبه هشتم و نهم ارديبهشت ٩٥ من و حسين توحيدي به همراه سي نفر از مديران و كاركنان يكي از شركت هاي
کسی که سیستمی فکر می کند، قبل از دست زدن به اقدام، زمان کافی برای شناخت سیستم و ساختار و رفتارهای آن اختصاص می دهد.
صبح دوشنبه ٢٤ اسفند ٩٤ به روستاي عشايري طالپا رفتيم مردم روستا عشايری هستند كه از مهر تا ارديبهشت در انديكا ساكن هستند و از
ديروز با يكي از معلمان خوب كشورمان در مورد تجربه تدريسش در يكي از روستاهاي نزديك تهران صحبت مي كرديم. مدرسه اي حدودا دويست نفره
فکر سیستمی علیت را به صورت یک فرآیند جاری می بیند و توجه دارد که نه تنها علت ها بر معلول ها اثر می گذارند، بلکه معلول ها هم بر علت هایشان به طور مستقیم یا با واسطه هایی اثر می گذارند. علاوه بر این، علت های مختلف هم بر همدیگر اثر می گذارند.
ديروز سه شنبه ٢٦ آبان ١٣٩٤با دخترم فاطمه از ترمينال غرب تهران عبور مي كرديمترمينال غرب ضلع شمالي ميدان آزادي است به بوفه رفتيم و
وارد یکی از دفاتر کار مجموعه ای می شوی. ساعت از 14 گذشته است.منشی می گوید: آقای مدیر عامل تاخیر دارند. عذرخواهی میکنم. چند دقیقه
روز پنجشنبه دوم ارديبهشت ٩٥ اولين روز كلاس درسمان براي دانش آموزان كلاس پنجم و ششم دبستان پسرانه ابوذر در روستاي كفران بود. كلاس را
فهم ما از نوشته ها و حرف های ديگران خيلی به عينكی كه به چشممان زدهايم و رابطهای كه با آن افراد متصور هستيم بستگی
شايد داستان لباس جديد پادشاه را به خاطر داشته باشيد. دو خياط به شهر مي آيند و لباسي ويژه براي پادشاه مي دوزند كه ادعا
در نگاهي به كارگاه تفكر سيستمي هيچ كس دير نيامددر حالي كه ما شايد اينجوري فكرنمي كرديم،”” البته به جز تعداد محدودي كه اطلاع داده
در پست هاي قبلي در مورد اهميت شناخت وضع موجود و نقش آن در هدف گذاري و اقدام نوشتيم. رييس اتاق بازرگاني در نوشته اي