داستان دو قورباغه
داستان دو قورباغه، افسانهای است در مورد گفتگوی دو قورباغه که آبگیر محل زندگیشان خشک میشود و در جست و جوی خانهای تازه، به چاهی پر آب میرسند.
خانه » قصه تفکر سیستمی
داستان دو قورباغه، افسانهای است در مورد گفتگوی دو قورباغه که آبگیر محل زندگیشان خشک میشود و در جست و جوی خانهای تازه، به چاهی پر آب میرسند.
داستان قورباغه پخته، افسانهای است که با بیان واکنش قورباغه در دو حالت قرار گرفتن در آب جوش و آب سردی که در حال گرم شدن است، یک آموزه سیستمی را درس میدهد.
پیرهن خاکستری قصه نوجوانی است که به سرزمین سکههای نقره میرود. او در آن سرزمین با تناقضهایی مواجه میشود و با آگاهیهایی که پیدا میکند، سعی میکند مشکلات مردم آن سرزمین و سرزمینی که از آنجا آمده را حل کند.
وارد یکی از دفاتر کار مجموعه ای می شوی. ساعت از 14 گذشته است.منشی می گوید: آقای مدیر عامل تاخیر دارند. عذرخواهی میکنم. چند دقیقه
وبینار تفکر سیستمی در «کار» و «سرمایه گذاری» به افراد کمک میکند تا شناخت بهتری در این حوزهها پیدا کنند و تصمیمهای بهتری بگیرند.
2007, Jay W. Forrester, System dynamics—the next fifty years The past 50 years The present Impact on government Focusing on high-leverage policies Quality of work
داستان قورباغه پخته، افسانهای است که با بیان واکنش قورباغه در دو حالت قرار گرفتن در آب جوش و آب سردی که در حال گرم شدن است، یک آموزه سیستمی را درس میدهد.
ساختار سیستم مشخص میکند که چه عواملی عضو سیستم هستند و این عوامل چگونه به هم مربوط هستند. ساختار سیستم «رفتار سیستم» را شکل میدهد.
«سازمان یادگیرنده» سازمانی است که برای کارکنان و سایر ذینفعان خود فضای یادگیری ایجاد کرده و میتواند مطابق با نیازهای حال و آینده تغییر کند.
جلسه چهارم دوره «یادگیری و تفکر سیستمی در مدرسه» به معرفی مفهوم مدلهای ذهنی و مقایسه آنها با مدلهای نوشتاری، مدلهای ریاضی و مدلهای دینامیکی میپردازد.
1999, Jac A. M. Vennix, Group Model-Building: Tackling Messy Problems The evolution of group model building Individual sources of messy problems: limited information processing capacity
صبح دوشنبه ٢٤ اسفند ٩٤ به روستاي عشايري طالپا رفتيم مردم روستا عشايری هستند كه از مهر تا ارديبهشت در انديكا ساكن هستند و از
از چهار ماه پیش که به شهر کوچیک آتن (Athens) در ایالت جورجیا (Georgia) در آمریکا اومدیم، توی محل کارم متوجه نکتهٔ جالبی شدم. مردم