حضور
«حضور» (Presence) یعنی نسبت به شرایطی که در آن قرار داریم و نسبت به افکار، احساسات و اقدامهای خودمان و دیگران تامل و آگاهی داشته باشیم.
خانه » پرسش گری
«حضور» (Presence) یعنی نسبت به شرایطی که در آن قرار داریم و نسبت به افکار، احساسات و اقدامهای خودمان و دیگران تامل و آگاهی داشته باشیم.
«تامل» (Reflection) یعنی سرعت تصمیمگیری و اقدامهایمان را کم کنیم تا بتوانیم بفهمیم چگونه تصمیم میگیریم و چگونه اقدام میکنیم.
«پشتیبانی» فرآیندی است که طی آن، افراد سعی میکنند مدل ذهنی خودشان را برای دیگران آشکار کنند و توضیح دهند که چگونه به تصمیم خاصی رسیدهاند.
«گفتگو» فرآیندی است که طی آن افراد ضمن آشنایی با مدلهای ذهنی یکدیگر، به شناخت دقیقتری از موضوع مورد گفتگو دست پیدا میکنند.
جلسه هفتم دوره «از تفکر سیستمی تا دینامیک سیستمها» به ساختار سیستمها و تئوری ساختمان سیستم در مکتب دینامیک سیستمها میپردازد.
1992, Jay W. Forrester, System Dynamics, Systems Thinking, and Soft OR System Dynamics Steps Systems thinking and soft OR Case studies Soft operations research Systems
شنبه بيست و دوم اسفند ١٣٩٤ ساعت ١٦:٥٠ سفرمان به مقصد منطقه انديكا در شمال خوزستان شروع شد. با قطار به انديمشك میرويم و از
همیشه دوست داشتم مسیر آموزش مدیریت یک جایی به ادبیات و هنر و فیلم و … گره بخورد و مثلاً روزی از روزها موضوع کلاسی
1997, D.F. Andersen, G.P. Richardson, Scripts for Group Model Building Planning for the Modeling Conference Goal Setting/Managing the Scope of Work Logistics Types of Group
پیرهن خاکستری قصه نوجوانی است که به سرزمین سکههای نقره میرود. او در آن سرزمین با تناقضهایی مواجه میشود و با آگاهیهایی که پیدا میکند، سعی میکند مشکلات مردم آن سرزمین و سرزمینی که از آنجا آمده را حل کند.
علی ملکی مهندس ارشد نرم افزار در شرکت گوگل است. متن زیر تجربه شرکت ایشان در دوره «آشنایی با تفکر سیستمی» در بهار ۱۴۰۰ است.
«پرسشگری» فرآیندی است که طی آن از دیگران خواسته میشود تا روش تصمیمگیری و مدل ذهنیشان را آشکار کنند و توضیح دهند که چگونه به تصمیم خاصی رسیدهاند.
«تامل» (Reflection) یعنی سرعت تصمیمگیری و اقدامهایمان را کم کنیم تا بتوانیم بفهمیم چگونه تصمیم میگیریم و چگونه اقدام میکنیم.
روباه به درون تاک خزید و به انگورهای درشت و خوشرنگ و رسیدۀ آن خیره ماند. او با پنجه روی تنۀ تاکها افتاد و گردن